«یاد حماسه ها» سلام شما را به دوستان شهیدتان می رسانم
می گفت: عراقی ها دارند به بعضی از از بچه ها تیر خلاصی می زنند ودارند به او نزدیک می شوند. بعد از ما خواست لحظاتی با او درباره شهادت سخن بگوئیم.
به گزارش خبرگزاری حیات، قرار ما باشد، دنبال کردن خاطراتی از خاطره ها، که باعث جلای روحمان می شود و خلوت دلمان را صفا می بخشد. یکی از فرماندهان لشکر 25 کربلا می گفت: در عملیات فتح المبین به دلیل وسعت زیاد عملیات و پیشروی لحظه به لحظه رزمندگان اسلام در عمق مواضع نیروهای عراقی،هر لحظه احتمال می رفت که عده ای از آنها به اسارت بعثیون در آیند. یک مورد آن نوجوانی بیسیم چی بود که نحوه محاصره شدن خود را تعریف می کرد.کاری هم از دست ما ساخته نبود. می گفت: عراقی ها دارند به بعضی از از بچه ها تیر خلاصی می زنند و به او نزدیک می شوند. به او گفتم: اگر نارنجک داری ضامنش را بکش چنین کرد. بعد از ما خواست لحظاتی با او درباره شهادت سخن بگوئیم. در حال مکالمه با او بودیم که با معذرت خواهی گفت: عذر می خواهم،حرف های خوبی می زنید ودلم نمی خواهد حرف هایتان را قطع کنم،اما دیگر بین من و عراقی ها فاصله ای نیست.سلام شما را به دوستان شهیدتان می رسانم. مکالمه او قطع شد. روز بعد بچه ها به پیکر متلاشی شده او که در کنارش چند عراقی هم افتاده بودند،برخورد کردند. معلوم شد وی با نارنجکی،خود وعراقی ها را متلاشی کرده است.
«روایت عشق،ص65 »